|
زهرا وصالی //گزارش «صدای میراث» در یکم آبانماه ۱۴۰۵، تلنگری بود که دوباره نام بیضا را به صدر اخبار آورد؛ گزارشی که ادعا میکرد ۱۷ کیلوگرم اشیای تاریخی هخامنشی و ساسانی در بازار زیرزمینی عرضه شده و طی هفت سال گذشته ۳۰۰ گور باستانی در بیضا و علیآباد سرتنگ شکافته شده است. دو روز بعد، یک منبع مطلع در دستگاههای نظارتی اعلام کرد که موضوع راستیآزمایی شده و پروندهای برای مقابله با حفاری غیرمجاز تشکیل شده است. اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست: **چطور چنین حجم عظیمی از تخریب، هفت سال ادامه داشته و تازه امروز دیده شده؟** این نخستینبار نیست که بیضا خبرساز میشود. در ۴ آبان ۱۴۰۲ خبرفوری فارس گزارش داد که حفاران غیرمجاز ۶۰۰ سکه تاریخی از یکی از محوطههای بیضا بیرون کشیدهاند؛ از سکههای سلوکی و اسکندری تا سکه مازایوس. این سابقه نشان میدهد که بیضا سالهاست در معرض تهدید است و حساسیت امروز، بیریشه نیست. بیضا محوطهای معمولی نیست؛ در همسایگی نقش رستم و تپه ملیان قرار دارد، جایی که بسیاری پژوهشگران آن را با **انشان باستانی** مرتبط میدانند. اما همین محوطه ارزشمند، سالها بدون پایگاه دائمی یگان حفاظت رها شده است؛ محوطهای وسیع، پرارزش و بیدفاع. در کنار این ضعف حفاظتی، بازار جهانی اشیای هخامنشی و ساسانی یکی از سودآورترین بازارهای قاچاق میراث فرهنگی است. سودی که برای شبکههای قاچاق جذاب است و برای برخی حفاران محلی، در نبود اشتغال پایدار، تبدیل به «گزینه اقتصادی» میشود. اما چرا بیضا؟ قاچاقچیان محوطهها را تصادفی انتخاب نمیکنند. بیضا خاک نرم دارد، محوطههای پراکنده و وسیع، روستاهای کمدرآمد در اطراف، و نزدیکی به جادههای اصلی. این یعنی حفاری آسان، خروج سریع، و سکوت محلی. مسیرهای خروج اشیا نیز معمولاً پیچیده نیست: بارهای ترکیبی، مرزهای غربی و جنوبی، یا انتقال تدریجی از طریق واسطهها. همین سهولت، بیضا را به نقطهای آسیبپذیر تبدیل کرده است. در این میان، نقش میراث فرهنگی بیضا نیز قابل چشمپوشی نیست. وظایف قانونی این اداره شامل پایش، ثبت آثار، آموزش جامعه محلی و هماهنگی با یگان حفاظت است؛ اما فاصله میان این وظایف و استانداردهای جهانی بسیار زیاد است. در ترکیه و یونان، محوطههای حساس با پهپاد و دوربین حرارتی پایش میشوند؛ در ایتالیا، پلیس هنر و دادگاههای تخصصی میراث فرهنگی فعالاند؛ در مصر، پایش حرارتی شبانه مانع حفاری شده است. بیضا نه پایگاه دائمی دارد، نه فناوری، نه طرح جامع مدیریت، و نه سازوکار مشارکت مردمی. حتی در حوزه قضایی نیز ضعف جدی وجود دارد؛ پروندههای حفاری غیرمجاز در دادگاههای عمومی رسیدگی میشوند و مجازاتها بازدارنده نیستند. در حالی که در بسیاری کشورها، حفاری غیرمجاز «جرم اقتصادی» محسوب میشود و توقیف اموال قاچاقچیان بخشی از روند رسیدگی است. پیامدهای غارت نیز فراتر از چند شیء است. گورهای باستانی دفترچههای تاریخاند؛ با تخریب آنها، اطلاعات مربوط به آیینهای تدفین، ساختار اجتماعی و دادههای انسانشناسی برای همیشه از دست میرود. حتی اگر اشیا بازگردند، بستر باستانشناسی نابود شده و دیگر قابل احیا نیست. این تخریبها فقط به گذشته آسیب نمیزنند؛ به هویت جمعی ایرانیان نیز ضربه میزنند. هر محوطه تاریخی بخشی از داستان مشترک ماست. وقتی این داستان تکهتکه میشود، جامعه نسبت به گذشتهاش بیحس میشود و پیوند میان نسلها آسیب میبیند. کشورهایی که با بحران مشابه روبهرو بودهاند، راههایی پیدا کردهاند: ترکیه با پهپاد و پلیس میراث، یونان با مشارکت مردم، ایتالیا با هوش مصنوعی، مصر با پایش حرارتی، و اردن با گردشگری فرهنگی. تجربهها نشان میدهد حفاظت مؤثر، ترکیبی از سیاست، فناوری و مشارکت مردم است. بیضا را میتوان نجات داد، اما نه با اقدامات مقطعی. راهحلها روشناند: ایجاد پایگاه دائمی یگان حفاظت، پایش شبانهروزی با فناوری، اصلاح قانون حفاری غیرمجاز، توسعه اقتصادی روستاهای اطراف، تشکیل شعبه ویژه جرائم میراث فرهنگی، پیگیری خریداران خارجی، و جذب جوانان محلی بهعنوان نگهبانان میراث. اما مهمتر از همه، بیضا نیازمند **طرح جامع مدیریت** است؛ طرحی که امنیت، قانون، مردم، فناوری و اقتصاد را کنار هم قرار دهد. در این میان، یک پرسش کلیدی وجود دارد که نمیتوان از آن عبور کرد: **چه نهادی باید گزارش رسمی وضعیت بیضا را منتشر کند؟** میراث فرهنگی فارس؟ یگان حفاظت؟ دادستانی؟ تا زمانی که مسئولیتپذیری نهادی روشن نشود، هیچ برنامهای به نتیجه نمیرسد. و پرسشهای دیگری نیز بیپاسخ ماندهاند: چرا طی هفت سال، هیچ گزارش عمومی منتشر نشده؟ چرا محوطهای با این اهمیت، پایگاه دائمی ندارد؟ چرا مسیرهای خروج اشیا شناسایی و مسدود نشدهاند؟ چرا بیضا هنوز «مسئله ملی» نشده است؟ پاسخ به این پرسشها، شاید مهمتر از هر راهکار دیگری باشد. ودر نهایت پیشنهاد می شود که بیضا باید در فهرست «محوطههای دارای اولویت ملی» قرار گیرد و میراث فرهنگی فارس موظف شود گزارش رسمی، عمومی و دورهای از وضعیت این محوطه منتشر کند؛ گزارشی که هم شفاف باشد و هم قابل پیگیری. بیضا امروز در نقطهای ایستاده که تصمیمهای ما سرنوشتش را تعیین میکند. اگر امروز بیضا را جدی نگیریم، فردا نه فقط یک محوطه تاریخی، بلکه بخشی از حافظه جمعیمان را از دست دادهایم. شاید لازم باشد یادآوری کنیم که آنچه امروز در بیضا رخ میدهد، هیچ نسبتی با میراث هخامنشی ندارد؛ میراثی که بر نظم، قانون، احترام به خاک و حرمت تاریخ بنا شده بود. در استوانه کوروش، از آبادانی زمین، از دوری از دروغ، از آرامش مردمان و از رهایی سرزمینها از خشکسالی و ویرانی سخن رفته است. غارت امروز، نه ادامهی آن تاریخ است و نه بازتابی از آن؛ تنها نشانهای از کوتاهی ما در پاسداری از گذشتهای است که سزاوار چنین سرنوشتی نیست. لازم به ذکر است این یادداشت صرفاً بازتابدهندهی گزارشهای منتشرشده در رسانههاست و هیچیک از ادعاهای مطرحشده را تأیید یا تکذیب نمیکند.
|