قنات سعدی قربانی چاه ۲۰۰ متری

✍️زهرا وصالی، ابتکارجنوب// رئیس اداره فنی میراث فرهنگی فارس اعلام کرده که برای تأمین پایدار آب فضای سبز مجموعه سعدی، چاه ۲۰۰ متری با هزینه‌ای بالغ بر ۳.۵ میلیارد تومان حفر شده است. خبری که در ظاهر یک اقدام فوری برای جلوگیری از خشک شدن درختان به‌نظر می‌رسد، اما در واقع پرده از یک تناقض تلخ برمی‌دارد:  

**برای حفظ سایه، ریشه را بریدند.**

قنات سعدی، سازه‌ای که قرن‌ها بدون پمپاژ، بدون انرژی و با منطق طبیعی زمین آب زلال را به باغ سعدیه رسانده بود، امروز خشکیده است. این خشکیدن یک پدیده طبیعی نیست؛ یک پدیده مدیریتی است. سطح آب زیرزمینی در محدوده سعدیه طی دو دهه اخیر به ۹۰ تا ۱۲۰ متر سقوط کرده، در حالی که قنات‌ها در عمق ۱۰ تا ۳۰ متر به سفره متصل‌اند. در شعاع دو کیلومتری سعدیه بیش از ۲۵۰ حلقه چاه مجاز و غیرمجاز فعال است؛ چاه‌هایی که هرکدام سالانه بین چند هزار مترمکعب آب برداشت می‌کنند. افت سالانه آبخوان شیراز حدود تقریبا" حدود یک متر برآورد می‌شود.

در چنین شرایطی، قنات سعدی نه‌تنها خشک می‌شود، بلکه مسیرش نیز در معرض ریزش، رسوب‌گذاری و تخریب کامل قرار می‌گیرد. اما تناقض اصلی اینجاست:  

**نهادی که باید از میراث حفاظت کند، برای حفظ بخشی از میراث، بخش دیگری از میراث را قربانی کرده است.**

چاه ۲۰۰ متری سعدیه، اگرچه امروز آب می‌دهد، اما فردا بحران می‌سازد. برداشت از سفره‌های عمیق، فشار بر منابع فسیلی را افزایش می‌دهد؛ منابعی که در صورت افت، قابل احیا نیستند. این برداشت خطر فرونشست را تشدید می‌کند؛ پدیده‌ای که شیراز طی سال‌های اخیر در محدوده هایی آن را تجربه کرده است. پمپاژ از عمق ۲۰۰ متر یعنی وابستگی کامل به انرژی و بودجه جاری: برق، تعمیر پمپ، استهلاک تجهیزات، هزینه عملیاتی سالانه. فضای سبز سعدیه از یک منبع پایدار به یک منبع پرریسک تبدیل شده است.

مهم‌تر از همه، برداشت عمیق، سفره کم‌عمق را برای همیشه از بین می‌برد. این یعنی قنات سعدی نه‌تنها امروز، بلکه برای همیشه از مدار خارج می‌شود.

قنات سعدی فقط یک سازه آبی نیست؛ یک سند هویتی است. بخشی از شبکه قنوات تاریخی شیراز، بخشی از دانش بومی مدیریت پایدار آب، بخشی از منظر فرهنگی سعدیه. قنات‌ها در ایران نه‌تنها سازه‌های آبی‌اند، بلکه میراث جهانی‌اند؛ میراثی که یونسکو آن را ارزش جهانی می‌داند. نادیده گرفتن قنات سعدی یعنی حذف یک عنصر از هویت تاریخی شیراز، نادیده گرفتن یک سند از دانش بومی آب‌رسانی، حذف یک بخش از منظر فرهنگی سعدیه.

اما مسئله فقط میراث نیست؛ مسئله حکمرانی آب است. خشکیدن قنات سعدی نشان می‌دهد که شیراز با یک خلأ سیاستی جدی مواجه است: نبود پیوست آبخوان برای پروژه‌های عمرانی، نبود پیوست میراث برای تصمیم‌های فنی، نبود مدیریت یکپارچه آب، نبود حریم حفاظتی قنات سعدی، تضاد میان سیاست فضای سبز و سیاست آبخوان. مدیریت آب در شیراز بیشتر «جزیره‌ای» است، نه «یکپارچه».در چنین شرایطی، چاه ۲۰۰ متری نه راه‌حل است، نه نجات؛ فقط تأخیر بحران است.

راه‌حل واقعی، علمی و پایدار روشن است:  

کاهش برداشت چاه‌های اطراف، پایش آنلاین سطح ایستابی، ایجاد محدوده حفاظت آبخوان، مدیریت رواناب باران، افزایش نفوذپذیری خاک، احیای باغات بالادست، سازه‌های تغذیه مصنوعی، آبیاری قطره‌ای فشارکم، آبیاری شبانه، انتخاب گونه‌های سازگار با اقلیم شیراز، ثبت ملی مسیر قنات اگر آب نداشته باشد لایروبی و مرمت و احیا و استفاده از پساب تصفیه‌شده، خرید چاه‌های اطراف، برداشت محدود مخزن ذخیره آب باران.

و **ای کاش** پیش از آن‌که به سراغ چاه ۲۰۰ متری بروند، قنات سعدی این سازه منحصربه‌فرد و میراث چندصدساله شیراز—به‌طور کامل لایروبی، مرمت، کف‌شکنی و احیا می‌شد. ای کاش همان ۳.۵ میلیارد تومان که امروز صرف حفر چاه شده، صرف بازگرداندن قنات به مدار می‌شد؛ قناتی که اگر مسیرش پاک‌سازی و کف‌شکنی می‌شد، هنوز هم می‌توانست آبدهی داشته باشد یا حداقل به‌عنوان یک سازه زنده و قابل احیا باقی بماند. هزینه‌ای که امروز برای چاه خرج شده، شاید می‌توانست قنات سعدی را از مرگ نجات دهد و به‌جای وابستگی به پمپاژ عمیق، دوباره به منطق طبیعی زمین تکیه کند.  

حفر چاه شاید امروز سایه را حفظ کند، اما احیای قنات می‌توانست ریشه را حفظ کند.

خشکیدن قنات سعدی فقط یک مسئله فنی نیست؛ کیفیت زندگی شهری را هم تهدید می‌کند. افت آبخوان یعنی کاهش پایداری فضای سبز، افزایش هزینه‌های شهری، و تشدید آسیب‌پذیری محلات اطراف. این بحران، فقط بحران آب نیست؛ بحران شهر است.

حفاظت از قنات سعدی نیازمند هماهنگی میان میراث فرهنگی، آب منطقه‌ای، شهرداری و محیط‌زیست و جهادکشاورزی است. بدون این هماهنگی، هر تصمیمی اگر با نیت خوب باشد می‌تواند به تخریب بخشی دیگر از میراث منجر شود. قنات سعدی باید در مرکز یک مدیریت یکپارچه آب و میراث قرار گیرد، نه در حاشیه تصمیم‌های فوری.

باید گفت که دنیا قنات را احیا می‌کند؛ شیراز قنات را قربانی می‌کند.در مراکش، اسپانیا، ایتالیا و یزد، پروژه‌های احیای قنات با موفقیت اجرا شده‌اند. در یزد، قنات‌ها با تغذیه مصنوعی دوباره آبدهی پیدا کرده‌اند. در اسپانیا، مدیریت آبخوان با محدودیت برداشت چاه‌ها انجام می‌شود. در مراکش، قنوات در اولویت بودجه‌ای قرار گرفته‌اند.

قنات سعدی یک سازه تاریخی نیست؛ یک شاخص هیدروژئولوژیک، یک سند میراثی و یک معیار حکمرانی آب است.

و در نهایت باید گفت که اگر شهری نتواند میراث آبی خود را حفظ کند، نمی‌تواند آینده آبی خود را بسازد.  

چاه ۲۰۰ متری شاید امروز آب بدهد، اما فردا بحران می‌سازد.  

شیراز باید بین راه‌حل فوری و راه‌حل پایدار یکی را انتخاب کند—و زمان انتخاب همین امروز است.

و ای کاش میراث فرهنگی، میراث را قربانی میراث نمی‌کرد؛  

ای کاش نگاهش به قنات سعدی نه به‌عنوان یک «مانع فنی»، بلکه به‌عنوان یک «سرمایهٔ هویتی» بود. قنات سعدی می‌توانست با کمی دقت، با اندکی صبر، با یک تصمیم درست، دوباره زنده شود. ای کاش به‌جای انتخاب ساده‌ترین راه—حفر چاه—به سراغ راه سخت‌تر اما درست‌تر می‌رفتند: احیا، مرمت، کف‌شکنی، و بازگرداندن قنات به مدار. نگاه بهتر یعنی دیدن قنات نه به‌عنوان یک سازه قدیمی، بلکه به‌عنوان بخشی از آینده شیراز؛ آینده‌ای که بدون میراث آبی، دوام نخواهد داشت.

تاریخ درج :  1405/5/28

تعداد بازدیدها : 88

ارسال نظر